اصطلاحات و عبارات متداول درخصوص تعیین مساحت اراضی و املاک

مبحث آشنایی با اصطلاحات و واژگان ثبتی ومحلی متداول در مساحی برای تعیین مساحت اراضی ، مبحثی شیرین و کاربردی هست .دراین مقاله اصطلاحات و عبارات متداول درخصوص تعیین مساحت اراضی و املاک را برای شما شرح می دهیم .

به ویژه اینکه در آستانه موج جابجایی جمعیتی در سطح کشور از مناطق محروم ، بدی آب و هوا و کمی آب و زیادی بیکاری و …  با هدف انجام معاملات فراوان در سطح کشور هستیم . با توجه به میزان های متفاوت در این عبارات و اصطلاحات در سایر شهرستان ها ، دانستن این معانی ومفاهیم ثبتی ، حقوقی و محلی کمک با ارزشی هست در جهت انجام معاملات حرفه ای اراضی و املاک در دیگر شهرستان ها .

به عنوان مثال چند هفته پیش که اسناد ومدارک هفتاد سال پیش اراضی پدرم را مطالعه می کردم با واژه ” دَهو ”  آشنا شدم که برام خیلی جالب بود .

وقتی از پدر  معنی و میزان را پرسیدم نمی دانست و با پرس و جو  بسیار بالاخره فهمیدم که به مفهوم سانتی متر است نَه متر ! یعنی در غرب گیلان هر دَهو برابر با 10 سانتیمتر است .

کسب اطلاع از مفاهیم و معانی واژگان ثبتی محلی باعث می شود که در هنگام خرید یا فروش اراضی مدیون کسی نشویم و دیگران را هم به چشم آدم های سودجو ، کلاهبردار و زیاده خواه نبینیم . زمان نگارش این مطلب سری هم به سایر کتاب ها زدم که متأسفانه واژگان بیشتری نیافتم .

از شما هم میهن عزیز و گرامی این مطلب ، استدعا دارم چنانچه واژگانی در شهر و محل زندگی تان در خصوص تعیین مساحت اراضی متداول است  ، در بخش نظرات مرقوم بفرمایید یا برای تکمیل تر شدن این مطلب ایمیل بفرمایید :

طَسوج ؛ یک بیست و چهارم مثقال ( به نقل از فرهنگ خوارزمی ) یک چهارم دانگ ( به نقل از فرهنگ معین ) ، این عبارت بیشتر بین اهالی کن تهران متداول است.

جریب ؛  برابر با 4 قفیز است به عبارت دیگر معادل هزار ذرع می باشد.

مزروع ؛ برابر با یک جریب گفته می باشد.

هکتار ؛ برابر با 10000متر مربع

دانگ ؛ یک ششم از چیزی . شش دانگ در شش جهت یعنی شمال ، جنوب ، غرب ، شرق ، بالا و پایین که می شود شش جهت . منظور از بالا، آسمان بالای زمین و پایین ، زمین زیر آن می باشد .چنانچه چند نفر در قسمتی از ملک شش دانگ سهم های مختلفی داشته باشند و نتوان سهم آنها را با دانگ تعیین کرد باید یک دانگ را به چند سهم تقسیم و قدرالسهم هر یک را به نسبت مالکیت تعیین کرد .

حبه ؛ برابربا ثلث طسوج است .

شُن ؛  مساوی است با 985 گز یا 5985 متر ( فرهنگ فارسی معین ) از مقادیر و مقیاس های طول در عهد قدیم ایران است .

شَعیر ؛ برابر با یک شانزدهم مقیاسی است برای آب در زرند ،شعیر ، یک نودوششم زمین وملک یک ده گفته می شود .

هشت خردل ؛ برابر با یک شانزدهم دانگ است . این واژه در استان های کردستان و آذربایجان کاربرد دارد .

شست یازی : برای مقیاس طولی در قدیم ( یازیدن به معنای دراز کردن و کشیدن می باشد ) استفاده می شد . شست یازی ، مرکب است از شست و یاز  و آن  به معنی طول دو بازوی باز از سرانگشتان یک دست تا سر انگشتان  دیگر .

دهار : برابر با 48 سانتیمتر می باشد  .

گَز ؛ واحد طول است که درقدیم معادل 24 انگشت بود و اشل 10 باب بوده و هر باب عبارت است از 6 گز و هر گز عبارت است 6 قبضه و قبضه عبارت است از 4 انگشت و در  نهایت یک گز را برابربا 24 انگشت دانسته اند .

ذَرع ؛ معادل 16 گز ، ذرع نیشابوری برابراست با دو برابر و نیم ذرع شاهی ، در تبریز ذرع معادل یک متر و دوازده صدم یک متر است ، ذرع مقصّر برابر است با یک متر و چهارصدم یک متر است ( متداول در تهران و فارس )  .

قَفیز ؛ در گیلان برابربا 1000 مترمربع ، درقم معادل 10 عشیر ، در فسا معادل 6 مَن ، در مراغه معادل 10 من . واحدی برای اندازه گیری زمین تقریباً برابر با ۱۵۰۰ متر مربع . قفیز ، واحدی برای اندازه گیری زمین که در قدیم مورد استفاده قرار می گرفت و در برخی نواحی هر قفیز برابر با 313 متر مربع بوده است .

فِنجان ؛ برابر با دو جریب است و مقدار زمینی است که با یک ساعت آب سیراب شود  .

دِکامتر ؛ برابر با یک قفیز و نیز هر۱ دکامتر برابر است با 10 متر مربع یا 1000 سانتیمتر  .

دهو ؛ یک واژه عربی است که بعد از اسلام در ایران رایج شده است . برابر با 10 سانتیمتر است و این عبارت در اسناد محضری غرب گیلان در صد سال پیش مصطلح بوده و در سال های اخیر از این واژه در اسناد ثبتی ومحضری استفاده نمی شود . طبق نظر کشاورزان فومن ، هر دهو برابر با 10 سانتیمتر  است .

اصطلاحات و عبارات متداول درخصوص تعیین مساحت اراضی و املاک را برای شما عزیزان شرح دادیم امیدوارم مورد استفاده تان قرار گرفته باشد.

 

شاد و تندرست باشید

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *